آیت الله سید محمود بحرالعلوم میردامادی (دام ظله) در ادامه بحث اصول به تبیین موضوع لزوم فراگیری مستدل اصول عقاید توسط طلاب برای احیای امر، استوار کردن ایمان مردم پرداختند.
خلاصه درس معظم له در ذیل آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
احیای موازین احیای امر است (چون در قرآن موازین ولایت اهلبیت علیهم السلام است )و دیگر معنای احیای امر این است که ایمان مردم را استوار کنیم،کسی که میخواهد ایمان مردم را استوار کند ابتدا خودش باید استوار بوده و به آیات الولایه آشنا باشد، اگر من میخواهم تبلیغ ولایت کرده و مردم را در این راه استوار کنم باید خودم در این موضوع مطالعه و کار کرده باشم.
احیای امر این است که ضعفای شیعه را تقویت کنیم، مردمی هستند که به منبر و راهنمایی ما احتیاج دارند و وقف شدن طلاب برای اهلبیت علیهم السلام و آمادگی برای دفاع از امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف ، معنایش این است که مردم را در ولایت استوار کنیم.
اعتقادما باید برهانی باشد، اصل تشکیل حوزه برای آموزش عقاید است، اگر ما همان عقاید پیش از طلبگی را تقلیدی داشته باشیم نمیتوانیم پاسخگوی هجمه شبهات دشمنان باشیم.
این حدیث در مقدمه کافی از امام معصوم علیه السلام آمده است که هنگامی که کسی دینش را (دین یعنی ولایت) از کتاب خدا و سنت پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله بگیرد، اگر کوهها جا به جا شوند، این فرد در دینش تغییر نمیکند، فردی که میخواهد مبلغ و مدرس دین شود باید دینش را با استدلال و برهان عقلی از کتاب خدا و سنت رسول الله صلی الله و علیه و آله بگیرد تا بتواند در مقابل سوالات و شبهات پاسخگو باشد.
مرحوم شیخ کلینی رضوان الله تعالی علیه مطلبی برای این حدیث آورده که بیان خوبی است، ایشان میفرماید: اگر خدا برای کسی توفیق بخواهد و مقرر کند که ایمانش ثابت و مستقر باشد، اسباب را برای او فراهم میکند که او به کلاس درسی کشیده شود تا عقایدش را از کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله و علیه و آله اخذ کند، این توفیق خداست که باعث میشود طلبه به کلاس درس عقاید ارشاد شود و نشان از دستگیری خدا از یک طالب علم دارد.
حوزه علمیه نجف باید سرباز علوی تربیت کند که به سلاح علم عقاید مجهز باشد،
شیخ کلینی در ادامه میگوید اگر فرد اعمالی را انجام دهد که توفیق از وی سلب شود، خدا خزلانش را اراده میکند و نور و هدایت از وی برداشته شده و دینش عاریهای میشود، دین عاریهای طوری است که شخص در یک آن کافر میشود.
طلبهای که برای یک مسأله فقهی تا قال الله ، قال رسول الله وقال الصادق علیه السلام پیدا نکند راضی نمیشود باید بداند که ابتدا در اصول عقاید باید از خدا،رسول خدا و اولوالأمر و قرآن پیروی کند نه فقط در فروع دین، برخی از آقایان سخنان فلاسفه و فیلسوفان را بدون اینکه پشتوانه الهی داشته باشد، فقط به دلیل اینکه حرف خوبی است میپذیرند، این افراد دچار خزلان میشوند.
وقتی دین از کتاب الله و سنت رسول الله صلی الله و علیه و آله اخذ شود، ایمان ثابت و مستقر خواهد بود، اما وقتی دین از آراء مردم، فلاسفه،عرفا، شعرا، فیلسوفان مستشرقین و تقلید بدون پشتوانه آسمانی اخذ شد، این ایمان، ایمان عاریهای است، فرد امروز مؤمن است، فردا کافر میشود.
آیهای که این مطلب در آن ذکر شده در سوره انعام است: «وَهُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَهٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ»، خدا انسانها را از نفس واحده خلق کرده، اما بعضی ایمان مستقر و برخی ایمان مستودع دارند، ایمان مستودع یعنی ایمان بی ریشه، ایمان عاریهای،ایمانی است که شخص مطالعه نکرده، درس عقاید نخوانده، ایمانش برهانی و استدلالی نیست و از روی شنیدهها و گفتهها ایمان آورده و در مقابل شبههای کوچک از طرف وهابیت و بهائیت و امثال آن دچار انحراف می شود.
برخی دیگر از افراد با استدلال آشنا بودهاند و با این حال به انحراف کشیده شدهاند، چرا؟
کلاس دیدن، مطالعه کردن، آشنایی با برهان و استدلال در عقاید به تنهایی کافی نیست، ایمان این افراد مستقر نبوده بلکه مستودع بوده است و دلیل آن این است که این افراد « ﮐﻟواواﺷرﺑوا »را گوش داده و «ولاتسرفوا» را فراموش کرده اند.
این حدیث شریف که از اصول کافی و شرح آن از شیخ کلینی ذکر شد درست و به جا است، اما در گذشته گفتهایم سه «ت» وجود دارد که باید رعایت شود:۱٫ تحصیل یا تفقه ۲٫ تقوی ۳٫ توسل و این سه در کنار هم ایمان مستقر را برای فرد رقم میزند و هر کدام از این سه شرط اگر کوچکترین نقصی داشته باشد ایمان فرد، ایمانی مستودع و عاریهای خواهد بود.